واژه آخرین مطالب، مقالات و اخبار فارسی را به صورت لحظه ای در واژه بخوانید

مسئول این بلوک کیه؟
درخواست حذف اطلاعات
حبیب جان من در نظری که برام گذاشته بود این خاطره رو برام یادآور شده بود. حالا نمی دونم توی پستهای قبلی این خاطره رو نوشته بودم یا نه ولی اگر هم نوشته بودم به دوباره نوشتنش روحم دوباره خوشحال میشه.

آقا جواد دانش از بچه های گنبد بود و از اون آدمهای سیاست مداری که همیشه دنبال کارای خودش بود و یک جورایی می خواست بهمون نشون بده که حوصله دانشجو بازی رو نداره و باید زودتر درسش تمام بشه و برگرده دنبال زندگی و پول درآوردن و زن و بچه و ... اینجور چیزها.

ترم دوم بود که در سرا ن بودیم و جواد شده بود رئیس بلوک دانشجویی و بچه ها باید از اون فرمانم می بردند. و اصلا به ی رو نمی داد و منم یه جورایی با اون سرسنگین طی می .

مهدی ایمانپور و حاجی و سعید بابایی دنبال موقعیتی بودذند که یه جورایی حالشو بگیرند و اینطوری شد که من هم به گروهشون پیوستم. یادمه یه بلوک سیمانی رو به روی در اتاقم قرار داشت که همیشه مزاحمم بود. موقع آوردن شام شده بود که من با صدای بلند داد زدم که مسئول این بلوک کیه و این بلوک چرا صاحب نداره.

جواد دانش که اصلا اجازه نمی داد در خوابگاه ی اینطوری مسئول بلوک رو صدا بزنه و فریاد من براش جای خج داشت و اینطوری بدجوری آبروش در خطر بود سراسیمه خودشو از اتاق انداخت بیرون که چرا بلوک مسئول نداره و من کیم پس. و اینطوری همه بچه ها اومدند بیرون و نظاره گر حریف من باشند که داره باهام چکاری می کنه.

و جواد منتظر حرف و پاسخ من بود که مشکلم چیه و چرا دارم فریاد می زنم و من هم اشاره به بلوک که چرا این بلوک مسئول نداره و اینطوری رها شده و جواد بیچاره که تازه فهمیده بود که چه رو دستی خورده خج زده و شرمگین نگاهی سخت برنده به مکن انداخت و وارد اتاقش شد و بچه ها کلی به خیط شدن جواد خندیدند.

جواد اما بعد از ترم دوم از گیلان انتقالی گرفت و رفت به گرگان و بعدها از دوستان خیلی خوبم شد و حتی آمل هم اومد و شبی در خدمتش بودیم و بعدا فهمیدم که رفته قم برای ادامه تحصیلات در شاخه حوزه و امیدوارم هر جا که هست موفق باشه.



مشاهده متن کامل ...
مسئول این بلوک کیه؟ مسئول این بلوک کیه؟ - بلوک ,جواد ,مسئول ,اینطوری ,نداره ,جورایی ,مسئول نداره ,بلوک مسئول ,نوشته بودم ,بلوک مسئول نداره - یادها و خاطره های دانشجویی شیلاتیهای 75
در این حوالی ست......................
درخواست حذف اطلاعات

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می شم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...



مشاهده متن کامل ...
در این حوالی ست...................... در این حوالی ست...................... - یادها و خاطره های دانشجویی شیلاتیهای 75
اینم آقا جواد شریفی کارشناس شیلات استان اسان شمالی...................
درخواست حذف اطلاعات
سلام دوست قدیمی سید محمدرضا حسینی آملی. اجازه بده رضا صدات کنم
اینجوری احساس میکنم خیلی بهت نزدیکترم نمیخوام با یکی از بهترین دوستای
زمان دانشجویی ام زیاد رسمی صحبت کنم. نمیدونی چقدر خوشحال شدم درخواست
دوستی تو رو تو دیدم. خیلی دلم میخواست تو رو از نزدیک ببینم. از
آ ین دیدار ما بیشتر از 13 سال میگذره اما امیدوارم هرجا که هستی کنار
خونوادت سلامت و خوشبخت باشی. وبلاگتم دیدم خیلی لذت بردم من نمیدونم تو
چطور اون همه خاطره رو هنوز یادت مونده راستش من خودم اون جریان قفس رو
یادم رفته بود. ولی خاطرات زیادی از زمان وبچه ها رو مرتب با
خودم مرور میکنم. از اولین روز ، اولین کلاس با منهاج و
اولین بار که منو تو با هم آشنا شدیم یا نوحه خونی تو تو ماه محرم یا هم
اتاق شدن تو و حسین منتظر که من هنوزم موندم که تو چطور تونستی یک ترم
تمام با حسین تو سرا تو یک اتاق مشترک باشی. البته حسین پسر گلی بود
ولی اخلاقش زمین تا آسمون با تو فرق داشت. یا خونه حاجی بنایی و مراسم
سوسک کشی شبانه یا قدم زدن های بعد از ظهرها خصوصا پنج شنبه ها کنار
اسکله و خیابان سپه انزلی. رضا جان خیلی دلم برای اون روزا تنگ شده انگار
همش خواب بوده یک خواب شیرین. من تو این 13 سال گذشته روزی نبوده که
خاطرات اون زمان رو مرور نکرده باشم. همیشه آرزوم بوده حتی شده توی خواب
به اون موقع برگردم ولی افسوس... بگذریم ع تو دیدم تعجب بزنم به
تخته از زمان گیلان خوشتیپ تر شدی معلومه زندگی تو هند خیلی بهت
ساخته چون هم لاقر ترشدی برع من وهم خوشتیپ تر . راستی موهای روسری
واقعیه یا نتیجه تونیک روبیان او موقع است که البته بعید میدانم چون همون
زمانم که تونیک میزدی کلت تغییری نکرد وفقط واسه اینکه تو ذوقت نخوره
میگفتم آره سرت داره مو در میاره. ولی چه بی مو و چه با مو تو همون
آق ی دوست داشتنی هستی. یادته یه رادیو ضبط یده بودی پرسیدم اسمش
چیه برگشتی گفتی «ویدئو سی دی نایوا» آخه اون موقع تبلیغ آیوا زیاد بود.
یه چیز دیگه من همینجا رسما اعلام میکنم من 2 تا دختر دارم نه 3 تا کیمیا
خانم که امسال میره کلاس پنجم و هلیا حخانم که امسال میره اول ابت .
اگه دوست داشتی ع شونو برات میفرستم. فکر کنم زیادی حرف زدم اگه ممکنه
شمارو برام بفرست من تو گم گوشی تلفن حرفه ای شدم. به امید دیدار.
جواد شریفی



مشاهده متن کامل ...
اینم آقا جواد شریفی کارشناس شیلات استان اسان شمالی................... اینم آقا جواد شریفی کارشناس شیلات استان اسان شمالی................... - خیلی ,حسین ,زمان ,دوست ,میکنم ,جواد شریفی ,امسال میره ,زمان ,دیدم خیلی - یادها و خاطره های دانشجویی شیلاتیهای 75
یادی ...
درخواست حذف اطلاعات

خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک

ولی جالب اینجاست ٬ تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی

ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام . . .


دانی دم مرگ شمع به پروانه چه گفت؟
گفت ای
عاشق دل سوخته فراموش شوی
پروانه سوخت ولی
خوب جوابش راداد
گفت طولی نکشد تو نیز خاموش
شوی



مشاهده متن کامل ...
یادی ... یادی ... - یادها و خاطره های دانشجویی شیلاتیهای 75
دیر شده.....
درخواست حذف اطلاعات

ناگهان چقدر زود دیر می شود !… حرفهای ما هنوز

ناتمام… تا نگاه می کنی وقت رفتن است بازهم همان

حکایت همیشگی ! پیش از انکه با خبر شوی لحظه ی

عظیمت تو نا گزیر…

این روزا خیلی تنــ ــــــ ــــــ ـــــهام،

خیلی داغـــــــ ــــــونم

هست ی که مثل مـــــ ـــــــــ ـــــن دلش


نه برای ــــــــــــــــــــــی،

نه بـــــــــــ ــــــــــرای عشقی،

نه برای جایی…

نه برای چیزی!

بلکه دلش برای خـــــ ـــــــ ــــــــ ـــودش تنگ شده…

برای خود خــــ ـــــــــ ـــــــــ ــــــــ ـــــودش!؟



مشاهده متن کامل ...
دیر شده..... دیر شده..... - ـــــــــ - یادها و خاطره های دانشجویی شیلاتیهای 75
یاد تو.........................................
درخواست حذف اطلاعات
پاکی باران مرا یاد تو انداخت رفیق

تو دلت سبز

لبت سرخ

چراغت روشن

روزگارت شیرین

چرخ روزت چرخان

تو دگر غصه نخور

دعایش با من

تو فقط شاد بمان .

می شود کمی حرف بزنی


با همان شیرینی همیشگی



با همان لحن مخصوصت



این حروف خاک بر سر



بگذار کمی طعم صدایت را بچشند



تا دوباره حافظ و گلستان



از نو نوشته شود!



مشاهده متن کامل ...
یاد تو......................................... یاد تو......................................... - یادها و خاطره های دانشجویی شیلاتیهای 75
آخرین عناوین جستجو شده
در خانه چه میگذرد صحیفه سجادیه دعای بیست و دوم wp login php بازی جی تی اسان اندراس نسخه کارت حافظه کتاب صوتی از تام شرایتر آمادگی و موفقیت در مصاحبه استخدامی اتوکار تولدت مبارک مهسا جان اعتراض دانشجویان اراک به مشکلات آموزشی تامل توسخته وجود کارگردان بازیگر کدای کدای بهترین خواندن بسوزان براساس تعبیر خواب جاذبه گیت فروشگاهی پریونت prevent a400 laboratory statistics handbook of formulas and terms مقایسه رفتگر با اب انشا باربری قل اتوبار قل اموزش دوخت پانچ دار جدیدترین تصاویر شبنم مقدمی اعلام برنامه روزهای 5شنبه تا اربعین حسین ع شوخی لاریجانی با اصلاح طلبان مجلس گویا عضو هیات رییسه بیماری سنگینی گوش دارد حواشی صحن مسابقه کتابخوانی اعضا ای جوانان حیدری باید شدن جان فدای ی باید شدن کلبه هور کیش آهنگ هوروش بند یاد تو می افتم خداحافظ خداحاف ظ خداحاف ظ م اه 2333631 دلگیرم از خودم وادی سوم و تأثیر آن روی من چگونگی پرداخت عائله مندی و بیمه بازنشستگان کشوری اعلام شد جنگل همزء جنگل همزء hamzer جنگل همزر hamzer list1583 1593 آهنگ جدید هوروش باند به نام مجنون چرا pm دستگاههای در تعمیرگاه انجام نمی گیرد
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This
تمامی اخبار، پست ها، مقالات و محتوای وب سایت واژه به صورت اتوماتیک و لحظه ای از بلاگها و وب ســــایتهای ایرانی دریافت میگردند و به همراه لینک سایت مرجع و منبع آن نمایش داده میشود. با استناد به قانون تجارت الکترونیک با توجه به اینکه وب سایت واژه مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است لذا مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون بر عهده منبع خبر و کاربران آنها میباشد همچنین در صورت انتشار هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران، مسولیت آن بر عهده منبع خبر بوده و کاربران میتوانند با کلیک بر روی لینک ‘درخواست حذف’ نسبت به گزارش و حذف آن اقدام نمایند.
Copyright © Vazhe All Rights Reserved.